زمان جاری: ۲-۱۲-۱۳۹۶, ۱۰:۴۵ صبح خوش آمدید مهمان گرامی! (ورودعضویت)
درود شما به صورت میهمان وارد شده اید. جهت استفاده از امکانات لازم است عضو شوید

اطلاعيه ها:
آدرس جدید سایت dashtiha.com

ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 11 رأی - میانگین امیتازات: 3
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
درخواست رسیدگی جدی به اتهامات مشایی، مرتضوی و فقیه را در مورد فساد، قتل و قاچاق دارم
نویسنده پیام
مدير ارشد

وضعیت : آفلاین
ارسال‌ها: 990
تاریخ عضویت: ۷ اسفند ۱۳۹۰
اعتبار:
سپاس ها 578
سپاس شده 822 بار در 589 ارسال

ارسال: #1
درخواست رسیدگی جدی به اتهامات مشایی، مرتضوی و فقیه را در مورد فساد، قتل و قاچاق دارم
"عماریون"- متن کامل نامه استاد رضا گلپور خطاب به حضرت آیت الله آملی لاریجانی -ریاست محترم قوه قضاییه- به شرح ذیل می باشد:

باسمه تعالی شأنه

با سلام بی پایان بر وجود نازنین حضرت بقیَّه الله الاعظم (عجّل الله تعالی فرجه الشّریف)؛ آرزوی سلامت وموفّقیّت روزافزون نائب بر حقّ ایشان مقام معظّم رهبری ، همه ی دست اندرکاران شریف نظام مقدّس جمهوری اسلامی و همه ی رزم آوران شهادت طلب جهان اسلام .
حضرت آیت الله لاریجانی آملی
ریاست محترم قوه قضائیه جمهوری اسلامی ایران
با سلام ،ادب وآرزوی موفقیت روزافزون ؛
از باب انجام تکلیف شرعی و وظیفه ی شهروندی خود به عنوان خبرنگاری آزاد و پژوهشگری که به موارد شرم آوری از نفاق وسوء استفاده از قدرت توسط برخی مدعیان اصولگرایی در دستگاههای اجرایی کشور برخورده ام ،با انتشار عمومی این نامه ، از جنابعالی استمداد راهنمایی و پیگیری عملی برخورد جدی قضایی در زدودن این نمونه لکه های ننگ از دامان دستگاههای نظام و اطلاع




رسانی به موقع به افکار عمومی آزاده و شریف کشورمان را دارم.
پیشاپیش از حسن توجه حضرتعالی و دیگر نیروهای صادق و دلسوز تحت مسئولیت شما کمال تشکر خود را اعلام و از طولانی شدن توضیحات ضروری مرور شده - که چه بسا در پاره ای از آنها خود حضور ذهن بهتر و دقیقتر داشته باشید - عذرخواهی مینمایم :
از آنجا که اخیراَ با شکایت جناب آقای اسفندیار رحیم مشایی مسئول دفتر و چندین عنوان دیگر رئیس محترم جمهور وپیگیری های مجدانه! ی معاونت حقوقی آقای احمدی نژاد درباره ی نامه ای که در آذر ماه 1389 خطاب به رحیم مشایی منتشر کرده بودم؛ احضاریه ای از شعبه ی 1057 (مستقر در مجتمع خیابان قدس) دریافت داشته ام که باید در ساعت 10 صبح روز سه شنبه 24 مرداد 1391 حاضر گردم که متاسفانه و در کمال ناباوری نشان از صدور قرار اولیه ی مجرمیت برای اینجانب دارد. {در این باره لطفا پیوست تکمیلی یکم ملاحظه گردد}
از این که می بینم آقای رحیم مشایی حتی مواردی را که در مصاحبه ها و گفتگو های خود با شخص اینجانب بدانها افتخار می کرد مثل ازدواج خود با متهمه (ی ظاهراً تواب از همکاری با سازمان جهنمی محاربین خلق یعنی) سرکارخانم شهربانو (طاهره)ذبیحیان لنگرودی همسر اوّل او و یا افتخار به ازدواج بعدی خود با خانم زیبا امیولانیفر و یا افتخار به همکاری با انجمن حجتیه در سالهای انقلاب و یا افتخارش به برخورد و حذف فیزیکی محاربین {بویژه در جریان ایراد اتهام به شخص او در زمینه ی قتل شهود کلیدی عضویت در شبکه ی مخوف و آدمکش ماشاءالله سعیدی از سران کلیدی سازمان جهنمی محاربین خلق ایران در مازندران و در عین حال شهودِ ) نقش داشتن برادرش بختیار (معروف به کوروش رحیمی ) در جریان حمله به پایگاه بسیج کتالم رامسر در 16 مرداد 1360} اکنون رسماً و کتباً تکذیب مینماید؛ ایمان آورده ام که کاسه ای زیر نیم کاسه ی او است وگرنه آیا نباید از این دو چهرگی و دوگانگی عجیب و غیر قابل فهم در جریان یک پرونده ی رسانه ای آنهم در شخصیت کسی که عملاً مراد رئیس جمهور کشور است هراسید؟
رحمت و رضوان خداوند بر شهید بصیر انقلاب آسید اسدالله لاجوردی(قدّس سرّه) که در وصیت نامه ی مظلومانه اما راهبردی خویش به زیبایی حقایق تلخ خطّی نفوذی و وابسته به اجانب ضدّ دین را این گونه ترسیم فرمود :
"... همانها که التقاط به گونه ی منافقین خلق ، سراسر وجودشان را و همه ی ذهن و باورشان را پر کرده و همانا ریاکارانه برای رسیدن به مقصودشان دستمال ابریشمی بسیار بزرگ ، به بزرگی مجمع الاضداد به دست گرفته اند، هم رجایی و باهنر را می کشند و هم به سوگشان می نشینند.
هم با منافقین خلق پیوند تشکیلاتی و سپس ...! برقرار می کنند،هم آنان را دستگیر میکنند و هم برای آزادیشان و اعطای مقام و مسئولیت به آنان تلاش می کنند و از افشای ماهیت کثیفشان سخت بیمناک می شوند...
گفته ام که خطر اینان به مراتب زیادتر از خطر منافقین خلق است.چرا که علاوه بر همه ی شیوه های منافقانه ی منافقین ،سالوسانه در صف حزب اللهیان قرار گرفته ...صفوف مقدم را غاصبانه به تصرف خود درآورده اند به گونه ای که عملاً عقل و اراده ی منفصل برخی تصمیم گیرندگان قرار گرفتند..." {در این باره لطفا پیوست تکمیلی دوم ملاحظه گردد}
ریاست محترم قوه قضائیه
از آنجا که از انسان دوچهره باید بر حذر بود بلکه از بی تقوائیش باید ترسید ، اخیرا مجموعه یادداشت های پراکنده ی پژوهشی خویش پیرامون ریشه های جریان انحرافی با نگاهی دقیق تر به گره خوردگی خانواده ی اسفندیار رحیم مشایی با سازمان محاربین خلق ایران را با عنوان اشباح جنگل (در پنج قسمت) جهت بررسی های دقیق تر توسط مسئولان امنیتی و قضایی و نیز آگاهی و انتباه بیشتر افکار عمومی نسبت به این جریان انحرافی و عملکرد مزوّرانه اش آماده ی انتشار نموده بودم که پس از انتشار قسمت اول آن در برخی سایتها به دلیل تلخی شدید واقعیات انکارناپذیر این گره خوردگی بهت آور و غیر قابل اغماض ، نه تنها در فضای رسانه ها با سکوت مطلق آقای رحیم مشایی و اعوان و انصارش بلکه با موارد تهدیدآمیزی از طرف این جریان خطرناک و بویژه برخی وامداران و یاوران امنیتی این جریان که با سوءاستفاده از جایگاه های خود به تهدید اینجانب و سایت های مرتبط با نشر پژوهش هایم پرداختند ، مواجه شدم که چاره ای جز توقف انتشار این مجموعه و طرح استمداد از حضرتعالی برایم نمانده است.به لفظ جلاله الله قسم ذره ای از کشته شدن و شهادت در راه خدا بویژه بدست منافقین آلت فعل صهیونیست ها باکی ندارم و بالعکس مشتاقانه در آرزوی وصال آن لحظه ام اما چون وظیفه ی شرعی اینجانب که تقید به حدود آن جرأت انتظار شفاعت قسیم جنت و نار علیه السلام را به روح و جسمم می بخشد نگارش این نامه را موجب گردیده است.

[تصویر: 13062_578.jpg]
علیرضا توکلی طرقی! دعوت از1200 + 190 ایرانی خارج از کشور
توسط محمدشریف ملکزاده یا میثم طاهری یا ... ؟

[تصویر: 13064_820.jpg]
[تصویر: 13066_312.jpg]
درویشعلی شمس!
[تصویر: 13067_766.jpg]
کاظم کیاپاشا
[تصویر: 13068_479.jpg]
حسین هاتفی فارمد
[تصویر: 13069_632.jpg]
محسن کافی (همانند مرتضی کافی) خدمات بی نظیری به اسفندیار رحیم مشایی داشته است که مستحق تشویق می باشد!

[تصویر: 13070_128.jpg]
سفر اردن!
[تصویر: 13071_203.jpg]
سفر آمریکا

[تصویر: 13072_600.jpg]


[تصویر: 13073_649.jpg]
و چه دانی که چیست بلاروس؟!

ادامه ...................................

ریاست محترم قوه قضائیه
قبول بفرمایید که در امان بودن کشور و نظام را که بنده کاره ای نیستم نظر بدهم؛ اما امنیت خود و خانواده ام را از طرف گروه وابسته به آقای مشایی در خطر می بینم؛ همان رحیم مشایی ای که حداقل متهم به آمریت در چندین فقره قتل می باشد که آنهم مربوط به زمانی است که عضوی کوچک در تشکیلات نظامی امنیتی واحد اطلاعات سپاه بوده (حالا که به فضل آقای احمدی نژاد همه کاره ی اجرایی اقتصادی سیاسی امنیتی فرهنگی می باشد وحتی دو وزیر فعلی و قبلی اطلاعات به دلیل عدم تولای لازم به شخص شخیص وی کنار امنیت شغلی نداشته اند!)
[تصویر: 13074_214.jpg]




(جهت شادی ارواح شهدای رامسر که توسط تروریستهای خانواده ی اسفندیار رحیم مشایی به شهادت رسیدند صلوات برمحمد و آل محمد)
ریاست محترم قوه قضائیه
متذکر می گردم از نمونه های اعلای کارآمدی مدیریت قضایی نظام مقدس جمهوری اسلامی، برخورد انقلابی و عدالت محورانه با فرمانده ی منافق واحد نهضت های آزادیبخش سپاه (که در زمان خود کلیه ی عملیات های خارج از کشور سپاه را بر عهده داشت ) و یا مسئولیت فرماندهی در سپاه اصفهان را دارا بود می باشد که اتفاقاً به شدت مورد حمایت آقای حسینعلی منتظری قائم مقام وقت رهبری وگره خورده ی به او بود .
اگر اقتدار سیستم قضایی کشور نمی بود چه بسا دامنه ی جنایات و آدمکشی های نامبرده و باند خطرناک و نفوذی اش در سپاه و بیت منتظری منجر به چالشهای جدی برای آینده ی نظام و بروز فتنه های پیچیده تر میگردید. اگر دستگاه قضایی با رعایت استقلال کامل و نهراسیدن از جایگاه سید مهدی هاشمی و مدافعانش در بین بزرگان نظام ؛ پرونده ی قتلهایی را که به آمریت و معاونت وی (به بهانه های مختلف مقابله با منافقین یا فواحش و یا امثالذلک )سالها قبل به وقوع پیوسته بود به شکل عادلانه و فارغ از مظلوم نمایی ها ی منافقین و اَنگ های محاربین و ترس از جو سازی های سیاسی آفتابه های دور قاب ، رسیدگی و به موقع اطلاعرسانی می کرد چه بسا آقای منتظری هم با وجود ابعاد مثبت و سوابق و عملکردهای انقلابی و مدعی عمل به آرمانهای امام خمینی به تعبیر خود امام در معرض سقوط به قعر جهنم قرار نمی گرفت.
سید مهدی هاشمی از به اصطلاح مبارزان قبل از انقلاب بود که در اثر فقدان مبانی صحیح فقهی، خود شگفتی ، کم تجربگی وشتاب زدگی در برداشت های اسلامی رگه های روشنی از التقاط وروشنفکرزدگی در او نمودار شده بود. وی شخصیتی مبارز و سیاسی داشت که به گفته ی خودش همین سیاسی گری های دور از تهذیب و تزکیه او را به شقاوت ابدی کشاند. از آنجایی که برادر سید مهدی، داماد خانواده آیت الله منتظری بود، او توانست به خوبی در بیت آیت الله منتظری نفوذ کند و حمایت کامل و همه جانبه ی آیت الله منتظری را نسبت به خود جلب کند.
[تصویر: 13075_668.jpg]
هر چند عدم حمایت حضرت امام خمینی از جریان تحصن کلیسای سنت مری پاریس در زمان دستگیری سید مهدی هاشمی توسط ساواک، برای هوشیاران کافی بود تا انحراف او و اطرافیانش را تشخیص دهند، اما متأسفانه جریان سیدمهدی هاشمی و باند اطرافش موفق شدند با انحراف از مبانی و التزامات شرعی و قانونی ولایت فقیه ، پس از نفوذ به دستگاههای مختلف و بویژه امنیتی نظام ،عقاید انحرافی وافکار التقاطی خود را درحوزه های اندیشه بویژه با هدف قرار دادن جوانان مستعد اما احساساتی و کم تجربه با محور قرار دادن شهرستانها ذیل تبلیغات و تطمیع و تهدیدها؛ زمینه های سقوط اساسی حسینعلی منتظری را به دامان بی بی سی و اربابانشان فراهم آورند تا به خیال باطل خود به خط اصیل و مبنایی انقلاب و نظام اسلامی در عمل ضربه وارد کنند.
{قسمتی از نامه مبارک حضرت امام خمینی: }
جناب آقای منتظری
در مساله مهدی هاشمی قاتل، شما او را از همه متدینین متدین‌تر می‌دانستید و با اینکه برای تان ثابت شده بود که او قاتل است مرتب پیغام می‌دادید که او را نکشید. از قضایای مثل قضیه مهدی هاشمی که بسیار است و من حال بازگو کردن تمامی آنها را ندارم.
شما از این پس وکیل من نمی‌باشید و به طلابی که پول برای شما می‌آورند بگویید به قم منزل آقای پسندیده و یا در تهران به جماران مراجعه کنند. بحمد الله از این پس شما مساله مالی هم ندارید. اگر شما نظر من را شرعاً مقدم بر نظر خود می‌دانید -که مسلماً منافقین صلاح نمی‌دانند و شما مشغول به نوشتن چیزهایی می‌شوید که آخرتتان را خراب‌تر می‌کند-، با دلی شکسته و سینه‌ای گداخته از آتش بی‌مهری‌ها با اتکا به خداوند متعال به شما که حاصل عمر من بودید چند نصیحت می‌کنم دیگر خود دانید:
1 - سعی کنید افراد بیت خود را عوض کنید تا سهم مبارک امام بر حلقوم منافقین و گروه مهدی هاشمی و لیبرال‌ها نریزد.
2 - از آنجا که ساده‌لوح هستید و سریعاً تحریک می‌شوید در هیچ کار سیاسی دخالت نکنید، شاید خدا از سر تقصیرات شما بگذرد.
3 - دیگر نه برای من نامه بنویسید و نه اجازه دهید منافقین هر چه اسرار مملکت است را به رادیوهای بیگانه دهند.
4 - نامه‌ها و سخنرانی‌های منافقین که به وسیله شما از رسانه‌های گروهی به مردم می‌رسید؛ ضربات سنگینی بر اسلام و انقلاب زد و موجب خیانتی بزرگ به سربازان گمنام امام زمان -روحی له الفدا- و خون‌های پاک شهدای اسلام و انقلاب گردید؛ برای اینکه در قعر جهنم نسوزید خود اعتراف به اشتباه و گناه کنید، شاید خدا کمکتان کند.
و الله قسم، من از ابتدا با انتخاب شما مخالف بودم، ولی در آن وقت شما را ساده‌لوح می‌دانستم که مدیر و مدبر نبودید ولی شخصی بودید تحصیل‌کرده که مفید برای حوزه‌های علمیه بودید و اگر این گونه کارهاتان را ادامه دهید مسلما تکلیف دیگری دارم و می‌دانید که از تکلیف خود سرپیچی نمی‌کنم...
من کار به تاریخ و آنچه اتفاق می‌افتد ندارم؛ من تنها باید به وظیفه شرعی خود عمل کنم. من بعد از خدا با مردم خوب و شریف و نجیب پیمان بسته‌ام که واقعیات را در موقع مناسبش با آنها در میان گذارم. تاریخ اسلام پر است از خیانت بزرگانش به اسلام؛ سعی کنند تحت تاثیر دروغ‌های دیکته شده که این روزها رادیوهای بیگانه آن را با شوق و شور و شعف پخش می‌کنند نگردند...یکشنبه ششم فروردین شصت و هشت (ه.ش)...
ریاست محترم قوه قضائیه
در سال 1354 ، ماشاءالله سعیدی (فرزند محسن با پوشش رسمی کارمند عالیرتبه ی فرودگاه) یکی از افراد امنیتی کادر مرکزی و تشکیلاتی سازمان محاربین خلق (که از نظر نوع عملکرد در لینک مرتبطین هاشمی هشتم ساواک قابل تحلیل می باشد) با استقرار در شهرستان رامسر فاز سیاسی سازمان را آغاز و عملیاتی می نماید.
نامبرده در طیّ مدّت اقامت خود در شهرستان رامسر که تا پایان فاز سیاسی و قبل از خروج مسلحانه ، ادامه داشت ؛ با رعایت پوشش انجمن حجتیه (ابراز ارادتمندی شدید به زیارت امام زمان درلابلای درختان خضراء جنگل و تلاش شدید برای تحدید فرهنگ بهائیت) با نهایت دقت با جذب افرادی نظیر مهندس حسین حدادی مقدم (معدومی)؛ مهندس علی صالحی (معدومی)؛ شکرالله محمدشریفی (معدومی) ؛ فیروز رحیمیان (معدوم شده) و امثالهم اقدام به کادرسازی و آموزش سازمانی محسوس و غیر محسوس نموده و پس از سالها فعالیت موفق به راه اندازی گسترده ترین تشکیلات سازمان محاربین خلق در شهرستان رامسر گردید.
یکی از روش های سؤال برانگیز عملکردهای اسفندیار رحیم مشایی در دوره ی حضورش در سپاه مازندران حذف سریع متهمانی است که بعضاً از اعضای تشکیلاتی سازمان محاربین خلق و در ارتباط مستقیم با ماشا اله سعیدی بوده و به استناد شواهد و قرائن موجود سابقه و اطلاعات جامعی از اهداف، استراتژی و رویکرد مشی مسلحانه ی سازمان، لایه های درونی و احتیاطی، نحوه ی پشتیبانی، آشنا با مقرهای نظامی و مخفی گاههای سلاح و مهمات و دیگر تیمهای تروریستی سازمان داشتند.
این افراد متأسفانه پس از شناسایی و دستگیری در طیّ مدت زمانی کوتاه بدون تخلیه ی اطلاعاتی حسب اوامر اسفندیار ( و تأکید دارم با توجه به شواهد و قرائن مهم چه بسا به هدف امحاء سر نخ ها و ردّپای سوابق خود و خانواده اش ) معدوم گردیده اند. برای نمونه طاهر رضایی چمني محارب معدوم خدمتگذار منزل مادر اسفندیار (به همراهی حشمت چمنی) عامل نفوذي محاربین در بسيج كه باعث موفقیت حمله آنان به بسيج كتالم شد.وي پس از بازداشت صريحا اعتراف مي كند كه با پيشنهاد كوروش رحیم مشایی و گذراندن آموزشهاي نزد او به تشكيلات بسيج نفوذ كرده و اطلاعات و اخبار خود را به كوروش منتقل مي نمود.به نظر می آید وي به جهت اطلاعات با ارزشي كه در اختيار داشت و مي توانست موقعيت اسفندیار و مرتبطینش را به مخاطره بيندازد بلافاصله اعدام مي شود.
[تصویر: 13076_733.jpg]
[تصویر: 13077_317.jpg]
بختیار رحیم مشایی معروف به کورش رحیمی
جالب است که وقتی آقای اسفندیار رحیم مشایی با ژست های مقدس مأبانه و ادعاهای ارتباطی با امام عصر در عالم رؤیا و این گونه اداء و اطوارهای عوامفریبانه موفق به اثرگذاری و جلب توجه مسئولین امنیتی، اقتصادی و اخیراً نیز سیاسی گردیده است و معاون کلیدی و بلکه عقل و قلب منفصل آقای احمدی نژاد شده است، با همکاری برادر محاربش بختیار رحیم مشایی (حالیه معروف به کورش رحیمی) و تعداد دیگری از اعضای مرتبط با اشباح ماشاءالله سعیدی که دست نابکارشان به خون مطهر بچه های سپاه و بسیج وحزب اللهی های کوچه و بازار آلوده بوده و به برکت الطاف و عنایات ملوکانه ی اسفندیار از حداقل های مجازات نیز رهایی یافته اند در پرتو بذل و بخشش های بیت المال نظام جمهوری اسلامی اقدام به فراخوانی و سازماندهی اعضاء و هواداران محاربین موسوم به منافقین و نیز دیگر گروهک های الحادی با الگوبرداری از روش های دهه ی 60 ایجاد کانون های موسوم به میلیشیا تحت تابلوی کوهنوردی نموده و شبکه ای از کهنه منافقان بعضاً مدعی توبه را حمایت و ساپورت می نماید.
با تدقیق در رخدادهای پس از اعلام مشی مسلّحانه ی سازمان محاربین در رامسر و مدیریت سوء امنیتی و حفاظتی اسفندیار رحیم مشایی بویژه سوء استفاده از موقعیت حقوقی، هر ناظر اهل انصاف با ابهامات بسیار خطرناک مواجه میگردد. بدین معنی که قابل مشاهده است که افرادی از نیروهای تشکیلاتی و عملیاتی سازمان محاربین علیرغم ارتکاب جنایات ددمنشانه بدلیل عنایات خاصه ی اسفندیار از مجازات اعدام رهایی و صرفاً پس از تحمل حبس های کوتاه مدت تحت عنوان تواب از زندان آزاد شدند و در مقابل افرادی از رده های دیگر سازمان که ارتباط و فعالیت شان در مشی مسلحانه در مسیر قانونی دادرسی محرز و اثبات شده نبوده بای دلیلی که بعضاً در جای خود سؤال برانگیز بوده است حسب امر اسفندیار بدون انجام تشریفات قضایی و محاکمه و صدور حکم، پس از بازداشت، تیرباران میگردیده اند.
باز از مصادیق این اعدام ها می توان به تیر باران 4 تن از اعضای گروهک محاربین به نامهای:
حسین شاه منصوریان؛ فرهاد فلکی مقدم؛ بهزاد صفاتیان و فیروز رحیمیان اشاره کرد که توسط نیروهای تحت امر اسفندیار رحیم مشایی بدون حکم قضایی به قتل رسیدند. عوامل اجرایی این اعدامها به نامهای هادی پیامی،عادل مشایی،بهرام قربانیان وغلامعلی سلیمان نژاد قابل اشاره اند. در خصوص اعدام افراد یادشده، پس از چندی توسّط خانواده شان شکایتی علیه نیروهای عملیات سپاه به مراجع قضایی تسلیم گردید که در جریان رسیدگی به آن اسفندیار نیز چند جلسه جهت بازجویی به دادسرای نظامی احضار گردید...
ماجرای غمبار و غیر قابل انکار در این مقطع آنجا نهفته است که اسفندیار رحیم مشایی در مقطع زمانی یادشده عنوان مسئولیت جانشینی واحد اطلاعات سپاه را یدک می کشید و با سوء استفاده از موقعیت حقوقی و نقش کلیدی خود در واحد اطلاعات سپاه عملاً خدمات شایانی را به سازمان محاربین و دوستان قدیمی تر و فامیل های خود در سازمان محاربین یعنی تیم ماشاءالله سعیدی می نمود.
در سالهاي 1359 لغايت 1361 به جهت عدم بينش و دانش كافي مسوول واحد اطلاعات سپاه رامسر، روند مأموريت امنيتي واحد اطلاعات سپاه با اراده اسفندیار كه جانشين واحد بود انجام مي گرديد و افردي همچون مجيد نورحسيني (يا حسيني)، درويش علي شمس، محسن کافی (حميد فاضلي)، نيك نهاد و .... با ايجاد يك زنجيره انساني تحت سيطره و مديريت اسفندیار، واحد اطلاعات سپاه رامسر را تشكيل مي دادند.
علاوه بر اين وجود افراد مسئله داري همچون:«ناصر طاها، بهمن الهي(فيلي)، موسي اشكوري، عطا دل آرا، مصيب نياستي، احمد رضوي(نرژا)» در پست هاي كليدي و حساس سپاه علاوه بر پيچيدگي و پيوستگي اين شبكه انساني استيلاي جريان منحرف سياسي حاكم بر سپاه را مضاعف مي نمود.
ماشاءالله سعیدی در اوایل اعلام مشی مسلحانه توسّط سازمان در منطقه حضور داشته و شخصاً عملیاتهای تروریستی را طراحی و هدایت می نمود. پس از شناسایی و اندک زمانی قبل از اقدام به دستگیری توسط نیروهای عملیات سپاه با اطلاع یافتن از طریق منبع نفوذی خود در سپاه (که برابر گزارشات موثّق در ارتباط با اسفندیار رحیم مشایی بوده است) شب قبل از عملیات با تخلیه ی لوازم و اسناد و مدارک خانه ی تیمی خود متواری و از آن زمان تا کنون به شبحی همچون هادی ِمسعود کشمیری تبدیل گردیده است! {در این باره لطفا پیوست تکمیلی سوم ملاحظه گردد}
ریاست محترم قوه قضائیه
آنچه بنده با مخاطب قرار دادن حضرتعالی بر آن تأکید دارم و امیدوارم ولو در مسیر رسیدگی به شکایت قبلی اسفندیار رحیم مشایی از اینجانب مورد توجه جدی دستگاه قضای کشور قرار گیرد؛ خطرناک بودن وجود شبکه ای آلوده و متعفن در نظام اجرایی کشور می باشد که شکل گیری آن ناشی از عدم دقت به فساد موجود در سوابق و عملکردهای غیر شرعی امثال رحیم مشایی و باند قدیمی همراه اوست که متأسفانه اکنون با نهایت سوءاستفاده از ضعف های نفسانی و قدرت طلبی های امثال سعید مرتضوی ها و ابوالحسن فقیه ها به وضعیت فعلی تبدیل گشته است .
[تصویر: 13078_584.jpg]
ادامه ......................................
مگر مقام معظم رهبری (حفظ الله) در بند هفتم فرمان هشت ماده ای مبارزه با مفاسد اقتصادی نفرمودند :
"در امر مبارزه با فساد نبايد هيچ تبعيضي ديده شود. هيچ کس و هيچ نهاد و دستگاهي نبايد استثنا شود. هيچ شخص يا نهاد نمي تواند با عذر انتساب به اینجانب یا ديگر مسئولان کشور را از حساب کشي معاف بشمارد. با فساد در هر جا و هر مسند بايد برخورد يکسان صورت گيرد. "
در بهار 1386 بود که ستاد مرکزی مبارزه با قاچاق کالا و ارز (زمان ریاست سردار نقدی) مطابق با رهنمودهای مقام معظم رهبری برای اولین بار با اقدامی قاطع، انقلابی ، قابل تقدیر و بدون در نظر گرفتن ملاحظات سیاسی اقدام به کشف، برخورد و افشای قاچاق کالا توسط یکی از گروه های سیاسی مدعی دروغین اصولگرایی کرد؛ آن ستاد در باره این اقدام خبر داد: "يكي ديگر از شبكه‌های





‎ ‎
بزرگ قاچاق ‏پوشاك كه با سوء استفاده از معافيت خاص جهت انجام امور خيريه در حجم





‎ ‎
وسيع اقدام به قاچاق پوشاك مي‌كرد ‏با تلاش پليس آگاهي تهران بزرگ كشف





‎ ‎
شد."
سایت "اقتصاد پنهان"وابسته به ستاد فوق نوشت: "شركت متخلف كه

















موقوفه خاص سازمان بهزيستي است ‏با استفاده از معافيت قانوني آن سازمان، پوشاك خارجي






‎ ‎
قاچاق را در خارج از كشور از قاچاقچيان دريافت، و در ‏ازای واردات آنها به داخل كشور با






‎ ‎
استفاده از 100درصد معافيت گمركي، اقلام مزبور را پس از ترخيص از گمرك ‏و در قبال






‎ ‎
دريافت مبلغي حدود "يك سوم" عوارض گمركي در داخل كشور به قاچاقچيان تحويل مي‌داده






‎ ‎
است."




‏مرتبطین با پرونده اعلام داشتند که شرکت متخلف با نام "موسسه بهزيست بنياد" وابسته به سازمان بهزيستي کشور بود که با استفاده از معافیت قانونی سازمان بهزيستي و تحت ‏پوشش واردات و صادرات کالا تحت عنوان خيريه اقدام به قاچاق ميليارد ها تومان پوشاک خارجي، گوشی تلفن، آیفون تصویری، برنج، چای، کلید مینیاتوری و لاستیک کامیون! و ... نموده بود...
افشای تخلفات صورت گرفته از سوی سردار نقدی باعث شد تا "ابوالحسن فقیه" رئیس وقت سازمان بهزیستی علی رغم انکار اولیه اين موضوع و سپس انکار دخالت و اطلاع خود از این سوء استفاده مالی، پس از شش ماه با تایید تخلفات صورت گرفته، مدیر عامل و اعضای هیئت مدیره بهزیست بنیاد را عزل کند.
با مطالعه سخنان "فقیه" در رسانه ها، این سؤال پیش می آید که: علی رغم این که وی از ابتدا به تخلفات آگاه بوده و خود نقشی اساسی در این افعال مجرمانه داشته، چرا در چند مرحله اقدام به عوام فریبی و دروغگویی کرده است؟؟ گویا طبق حدیث امام صادق (ع) فراموش کرده بود که: «خداوند فراموشی را بر دروغ پردازان مسلط می سازد.» "[/u]
به عنوان نمونه، فقیه می گوید: "بهزیست بنیاد از لحاظ حقوقی از سازمان بهزیستی جداست و اعضای هیئت مدیره آن شرکت حق امضا دارند و کیفر خاست برای بهزیست بنیاد صادر شده". اما طبق قانون؛ انجام این کار (قاچاق کالا)، بدون تایید و امضای رئیس سازمان بهزیستی ممکن نبوده است!
یکی از سایتها(نقدنیوز) برای اثبات کذب بودن ادعاهای فقیه ؛ نامه ای از وی به عنوان "رئیس وقت سازمان بهزیستی" به گمرک را منتشر ساخته بود :
[تصویر: 13079_374.jpg]
نکته مهم این جاست که بنا بر سند فوق، شرکت اماراتی تنها قصد اهدای 1500 کیلو پوشاک داشته است؛ حال آنکه فقیه درخواست ترخیص 50 تن پوشاک(یعنی 48500 کیلو بیشتر) از گمرک می کند!
*خرداد 86 کشف فساد؛؛ خرداد 89 رأی دادگاه !
نحوه رسیدگی به پرونده :
07/03/1386 – اطلاعیه ستاد مبنی بر کشف شبکه فساد اقتصادی(بهزیست بنیاد) در سازمان بهزیستی.
10/04/1386 – صدور دستور قضایی به پلیس آگاهی تهران جهت انجام تحقیقات.
23/04/1386 – اعلام نتایج تحقیقات مقدماتی به دستگاه قضائی توسط پلیس آگاهی تهران.
26/05/1386 – نامه گمرک به "بهزیست بنیاد" مبنی بر احراز جرم قاچاق و تعیین جریمه به میزان 6/638/489/326 ریال.
28/05/1386 – نامه رئیس کل گمرک به رئیس بهزیستی مبنی بر احراز جرم قاچاق و تعیین جریمه به میزان مبلغ بند فوق.
03/06/1386 – فقیه طی نامه ای محرمانه و فوری به رئیس کل گمرک اعلام می کند: "جریمه یاد شده با نظر این سازمان، توسط آن شرکت(بهزیست بنیاد) پرداخت خواهد شد."
26/06/1386 – پس از عدم پرداخت جرائم توسط "بهزیست بنیاد"؛ نهایتاً گمرک علیه شرکت "بهزیست بنیاد" اعلام جرم می نماید.
14/07/1386 – گمرک اعلام می کند؛ با توجه به این که در اسناد گمرکی ارائه شده نام سازمان بهزیستی کشور به عنوان صاحب کالا آمده است، این سازمان در کنار سایر متهمین ... شناخته می شود.
16/11/1386 – پس از ارسال کیفرخواست ناقص به دادگاه، دادگاه جهت رفع نقص و انجام تحقیقات از فقیه، پرونده را به دادسرا عودت می دهد.
24/11/1386 – احضار "ابوالحسن فقیه" به عنوان متهم به دادسرا.
21/01/1387 – به علت بی اعتنایی فقیه به احضاریه های صادر شده از سوی دادسرا؛ حکم جلب آقای "ابوالحسن فقیه" با عنوان ریاست سازمان بهزیستی کشور صادر می شود.
21/01/1387 تا 11/03/1389 – "ابوالحسن فقیه" با دستور یکی از مسئولان وقت عالی رتبه قوه قضائیه جلب نشد و قرار بر این شد که فقیه شخصاً در دادسرا حضور پیدا کند و توضیح دهد.
علی رغم این که میزان اتهام فقیه با بقیه متهمین یکسان بود، اما وی با قرار کفالت آزاد شد(در حالی که سایر متهمین با قرار وثیقه - سنگین تر از قرار کفالت - آزاد شده بودند) و تا خرداد 89 پرونده مفتوح ماند!!!
11/03/1389 – نهایتاً پس از سه سال کش و قوس و اطاله دادرسی (به دلایل نه چندان نامعلوم!)، حکم شش نفر متهم اصلی پرونده طی رأی صادره از دادگاه انقلاب اسلامی تهران مبنی بر پرداخت تضامنی مبلغ شش میلیارد و ششصد و سی و هشت میلیون و چهارصد و هشتاد و هشت هزار و سیصد و بیست وشش ریال (بیش از ششصدو شصت و سه میلیون تومان) جزای نقدی صادر می شود.






[تصویر: 13080_285.jpg]
هنگامیکه با تلاش ها و پیگیری های بعمل آمده توسط معاونت بازرسی وقت ستاد، گزارش کشف شبکه بزرگ قاچاق تحت پوشش امور خیریه به مرجع قضایی اعلام شد انتظار می رفت قوه قضائیه طبق الگوی حکومتی امام علی(ع) و فرمان مقام معظم رهبری مبنی بر برخورد قاطع قضایی، علاوه بر جزای نقدی مندرج در حکم، نسبت به صدور حکم متناسب با جرم بر مبنای "ماده 2 قانون تشديد مجازات مرتكبين ارتشاء و اختلاس و كلاهبرداري" (سه ماه تا دو سال حبس جهت سوء استفاده از موقعیت قانونی) نیز اقدام نماید. چرا که اگر "ابوالحسن فقیه" از موقعیت قانونی جایگاه خود سوء استفاده نمی کرد، شرکت "بهزیست بنیاد" هرگز نمی توانست اقدام به قاچاق کالا نماید.
ریاست محترم قوه قضائیه
پرونده فساد ابوالحسن فقیه و همدستانش در حکومت جمهوری اسلامی از کثیف ترین و رذیلانه ترین پرونده هایی است که تا به حال کشف شده است؛ تأکیدات قرآن کریم در تکریم یتیمان کجا و فساد و رانت خواری و قاچاق متهمان این پرونده به اسم یتیمان کجا؟!
آیا این شائبه در ذهن شما ایجاد نمی شود که به چه دلیل حامیان فقیه تا به امروز از او حمایت می کنند؟!
با فرض این که حکم صادره با همین میزان جزای نقدی اجرا شود؛ نباید از مسئولین قضائی بپرسید که حقیقتاً چه فرقی میان این دو دسته است؟؟؟ دسته اول قاچاقچیانی که با پر رویی و وقاحت اقدام به قاچاق پوشاک، سوخت و ... می نمایند و دسته دوم امثال متهمین این پرونده که در خفا و به نام ایتام و معلولین، رانت خواری و قاچاق می کنند. آیا فرقي بین این دو دسته نیست‌؟!
[تصویر: 13081_699.jpg]
فرضاً در این پرونده ی اقدام به قاچاق توسط فقیه(رئیس وقت سازمان بهزیستی) و همدستانش(مثل رستم خان!) که پیگیری آن موجب دخالت شخص آقای احمدی نژاد در قبول استعفای سردار نقدی و جابجایی فقیه و تیمش به هلال احمر را موجب گردیده باشد، در روند قضایی پرونده (که حتی با ورود رجل دولت انتقالی که مأموریت حفظ خوشنامی آقای احمدی نژاد را تا نفر بعد از خود در آن سِمت ایفا می کند) یعنی جناب آقای الهام (عصا بدست) در جایگزینی آقای نقدی و نهایتاً جایگزین نمودن متهم اصلی پرونده ی کهریزک (که به تعبیر مقام معظم رهبری جنایت بود) یعنی آقای سعید خان مرتضوی (قاضی تعلیق شده توسط دادسرای انتظامی قضات ) که خللی ایجاد نشد. هر چند ستاد مرکزی مقابله با قاچاق کالا و ارز (مرجع اصلی پیگیری این پرونده و نظایرش در پیگیری فرمان معروف مقام معظم رهبری) با انتصاب مرتضوی از سوی رئیس جمهور و با خروج روند پیگیری این پرونده از اتوماسیون ستاد فوق عملا فتیله ی پیگیری این چراغ امید بخش را پایین کشید، اما چرا قوه قضاییه با اطلاعرسانی در مورد پرونده های این شبکه ی در هم تنیده شده در نظام سکوت می نماید؟
[تصویر: 13082_310.jpg]


براستی مرتضوی کیست که دستگاه قضایی و حتی نظارت قوه ی مقننه را نیز مضحکه ی عملکرد خویش می نماید؟
[تصویر: 13083_451.jpg]
آیا متهم به دستیاری در فروش سؤالات کنکور دانشگاه آزاد در سال 1382 نبود؟
آیا شائبه های جدی دخالت مؤثر او در جریان قتل زهرا کاظمی وجود نداشت؟


رابطه ی دوستانه اش با شریف! ملکزاده رئیس وقت مرکز اطلاعرسانی دانشگاه آزاد (از فدائیان و دستبوسان آقای هاشمی رفسنجانی و حسن شاهرخ روحانی و نقطه ی اتصال فعلی آقایان احمدی نژاد و شاهرودی در عرصه ی سیاست!) قابل انکار است؟
آیا انتشار مسائلی از قبیل درخواست مرتضوی از جاسبی برای اختصاص سهمیه ای جهت 200 نفر از قضات دادسرای عمومی و انقلاب تهران در مقطع کارشناسی ارشد در دانشگاه آزاد اسلامی به شائبه های روابط ناسالم و پشت پرده ی مثلث جاسبی،ملکزاده و مرتضوی عقلاً دامن نمی زد؟
[تصویر: 13084_268.jpg]
ملکزاده!
[تصویر: 13085_332.jpg]
نمونه دستخط!
[تصویر: 13086_263.jpg]
جهت ثبت در آرشیو پژوهشگران !
آیا اساساً استخدام مرتضوی در دانشگاه آزاد با داشتن دو سال کبر سنی که مغایر با مقررات بوده ( و البته این مشکل همانزمان با دستور و مجوز آقای جاسبی بر اساس تبصره جالب گنجانده شده در آئین نامه ای که فاقد مصوبه ی هیأت امنای دانشگاه بود مرتفع گردید) قابل انکار است؟
آیا نکات ارزشمندی که رئیس هیأت تحقیق و تفحص از آموزش عالی در مجلس هفتم در پاسخ به جوابیه دادستان وقت تهران مطرح نموده بود ارزش پیگیری قضایی در مرجعی غیر از مرجع اشغال شده توسط متهم نداشت؟


[تصویر: 13091_540.jpg]

ادامه ............................................
آیا نباید سؤال کرد که مرتضوی چه خدمات شایسته ای برای مشایی و تیمش داشته که مستحق ارتقا به یکی از حساس ترین منابع مالی دولت ولو به قیمت حذف احتمالی وزیر مربوطه داشته است؟
بنده می دانم که هزینه ی نگارش و انتشار این نامه به شما با شکایت های آشکار و اجرای احکام های ناآشکار وابستگان به این باند آلوده همراه خواهد بود. زهی شرف در اعلام برائت از اینان و حامیانشان.
ریاست محترم قوه قضائیه
سال گذشته زمانی که پس از تفهیم اتهام و سپردن قرار برای پیگیری مراحل بعدی قانونی و ارائه ی مستندات دفاعیه ی خودم به بازپرسی های مربوطه در دادسرای رسانه مراجعه کردم تصادفا نامه ای را در پرونده ی روی میز منشی دیدم که با امضای فردی به نام نبوی بوده و خواستار بسته شدن اساسی سایت عماریون شده بود و عنوان این آقای نبوی معاون حقوقی و قضایی سپاه پاسداران درج شده بود. واقعا برایم تعجب انگیز می نمود که چطور سایتی که حداقل در مورد درج مطالب اینجانب همزمان هم با جریان فتنه و هم جریان انحراف درگیر است شده خار چشم آقای نبوی! و البته با پیگیری های بعدی در فضای مجازی رسانه ها متوجه شدم که برخی سایتها او را معاون حقوقی و قضایی حجت الاسلام والمسلمین طائب رئیس سازمان اطلاعات سپاه معرفی می کنند که رابط اصلی قوه قضائیه با این سازمان به عنوان ضابط در رسیدگی به تخلفات منحرفین در هماهنگیهای قانونی احکام گونه گون آن بوده است. حتی با نهایت حسن ظن و مبنا قرار دادن این داده های رسانه ای هم تلاش اینگونه صریح نبوی در به تعطیلی کشاندن سایت عماریون که در اوج درگیری با مشایی و باند اطرافیانش بود برایم سؤال شد.و باز هم متأسفانه پاسخ خیلی ساده بود: فنای کاری نامبرده در سعید مرتضوی (چه در بحث مدرک دانشجویی و چه در استخدام خواهرش و پسرش در ستاد مرکزی مقابله با کالا و ارز! (آنهم به عنوان مسئول دفتر معاونت حقوقی امور مجلس و بین الملل ستاد ،بدون دارا بودن حداقل های استانداردهای متعارف) با پیگیری شخص مرتضوی به معاون وقت تحمیل و البته تا کنون به کار مشغول است.
در تکمیل پیگیری ها و پژوهش ها سوالات دیگری در ذهنم خطور کرد : چرا نبوی که هر شب سیده سمیه (خواهر محترمه) وسید احمد









( پسر




جوان بیست و چند ساله اش) را در منزل می توانسته ببیند به دفتر آقای مرتضوی می رفته و جلسات ویژه با او می داشته است؟ آنهم در زمانی که علی القاعده سازمان فوق الاشاره درگیر پرونده ی دستگیری مرتبطین و بازجوئیهای جریانات انحرافی بوده است ؟
چرا مرتضوی در حالیکه مثلا مدتها حکم کاری یک فرزند شهید با مدرک فوق لیسانس(جناب آقای ت)را نمیزند اما برای پسر آقای نبوی (که لابد برای آقای مرتضوی از شهید محترم تر و کاراتر است) بلافاصله دست به امضاست؟
مرتضوی که نماینده رئیس جمهور در ستاد بود و حق هر نوع تصرفی را در بودجه ی خارج از شمول و بسیار قابل توجه آن داشته بود!
مرتضوی که با راکد گذاشتن پیگیری پرونده ی فقیه بهزیستی خدمت خود را به یاوران مشایی عملیاتی کرده بود!در مهندسی چه خدمت دیگری حضور آقای نبوی شخصاً در دفتر مرتضوی لازم بود؟
[تصویر: 13087_623.jpg]


آیا داستان معروف 802 نفری که در آزمون دکترا گزینه ی صحیح را از اسپیس




(space!)




موجود در سؤال می یافتند؟ و وزیر وقت (که آقای احمدی نژاد او را همانند هلو دوست داشتنی برای خوردن البته بعد از عزلش! می نامید)لیست اخراجشان را امضا کرده بود و قاضی مرتضوی شکایت آنها را به شعبه ای خاص هدایت کرده بود که نهایتاً هم منع پیگرد خوردند ربطی به موضوع پیدا می کرد؟
[تصویر: 13088_909.jpg]
علی ایحال حکم مشاوره زدن برای قاضی تعلیق شده حسن زارع دهنوی معروف به قاضی حداد(رئیس وقت شعبه امنیت دادگاه انقلاب)؛ یا علی اکبر حیدری فرد قاضی تعلیق شده شعبه اول دادياری دادگاه انقلاب" (با داستان کشفیات موجود در خودرو و حمایت مرتضوی و داستان اصفهانش که پس از تعلیق از کار خود را قاضی معرفی کرده و کلت می کشد و تیر اندازی میکند ) {در این باره لطفا پیوست تکمیلی چهارم ملاحظه گردد} ،میر محمد صادقی (که حتی حضور متعارف هم در ستاد نداشته)؛ محمد پاریاب ( از پادو های پشت پرده ی مرتضوی و دبیر شورایعالی اطلاعرسانی دولت در دوران (الهام(عصا بدست)) ، فیض الله میرزاوند یا دکتر مهدوی (وکیل آن خانم متهم فرانسوی) و امثالشان که از دوستان و ابواب جمعی قدیمی او بوده ... و در جایگاه مشاوران مرتضوی حق العمل مشاورات وپیگیریهای خود را از او دریافت می داشته ومیدارند عجیب نمی نمود ، اما حکم و حق مشاوره زدن برای افرادی مثل سرتیپ میراحمدی و یا سردار حمید مقدم فر(از دوستان قدیمی حاج مرتضی رضایی و بعدها رئیس خبرگزاری فارس و هم اکنون معاون فرهنگی سرلشگر جعفری فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب) و نور چشمی دانستن خواهر و پسر آقای نبوی و امثالهم را باید به سرلشگر جعفری تبریک عرض نمود! وچشم روشنی گرفت...
روشنتر عرض میکنم که مثلاً سعید مرتضوی ؛ سردار سرتیپ پاسدار میر احمدی (از مسئولین بلندپایه سپاه و رئیس وقت سازمان حفاظت اطلاعات وزارت دفاع وفعلا معاونت اداری و مالی سردار وحیدی ) را به عنوان مشاور خود در ستادمرکزی حقوق می داده است!
[تصویر: 13089_520.jpg]
و صد البته پسر بیست و چند ساله ی سردار میراحمدی را نیز به عنوان مسئول تشکیلات عجیب حفاظتی ستادمرکزی مبارزه با قاچاق کالا و ارز منسوب نموده! از یاد نبریم که در ستاد فوق وزرای اطلاعات؛ کشور؛ امور اقتصادی؛ صنعت معدن و تجارت؛ نفت؛ راه و شهرسازی؛ جهاد کشاورزی؛ بهداشت؛ مسئولان عالیرتبه قوه قضائیه؛ سازمان بازرسی؛ تعزیرات حکومتی؛ اموال تملیکی؛ سازمان استاندارد؛ بانک مرکزی؛ گمرکات؛ مناطق آزاد؛ دخانیات؛ نمایندگان عضوکمیسیون های مربوطه مجلس شورای اسلامی؛ نیروی انتظامی و ... تحت تدابیر حفاظتی آقای مرتضوی و تحت حفاظت پسر سردار میراحمدی قرار گرفته اند!
رئیس محترم قوه قضائیه
در مقابل امواج ساخته و پرداخته شده توسط دشمنان در مشروعیت زدایی از کار آمدی نظام ولایت فقیه قوه قضاییه زمانی موج شکن جدی خواهد بود که بتواند سلامتش را نه تنها در عرصه ی رسیدگی به پرونده ها بلکه در عرصه ی اقناع افکار عمومی پاسخ دهد.
شما منصوب رهبری هستید و بدانید سکوت و مماشات در برابر امثال فقیه و مرتضوی و مشایی و امثالهم پایه های کارآمدی نظام قضایی کشور را در افکار عمومی مردم متزلزل و امکان سوءاستفاده دشمنان قسم خورده انقلاب را در پی خواهد داشت. {در این باره لطفا پیوست تکمیلی چهارم ملاحظه گردد}
[تصویر: 13090_745.jpg]
در پایان صادقانه می پرسم آیا اجازه دارم پژوهش هایم را پیرامون فعالیت های اقتصادی جناب آقای سید ناصر صاد. ویا فعالیت های مادر و یا برادر سرکار خانم هما میم (همسر آقای مرتضوی ) ویا فامیل های سببی آقای قاف! رأس سوم این مثلث و مرتبطینی نظیر احمد ر. را در اختیار مراجع ذیصلاح ثقه ی حضرتعالی و یا پس از یک روند زمانی مورد نظر این مراجع،در اختیار افکار عمومی قرار دهم؟
با تقدیم احترام
رضا گلپور چمرکوهی

پژوهشگر و خبرنگار آزاد
چهارم مرداد هزار و سیصدو نود ویک

سالروز عملیات افتخار آمیز مرصاد
پیوست تکمیلی یکم
از این فرصت استفاده می کنم و ضمن ردّ هر سه مورد اتهامی وکلای آقای مشایی (توهین ، افترا و اشاعه ی اکاذیب) نسبت به اینجانب درباره ی نامه ی منتشر و بلافاصله سانسور شده در آذرماه1389 فریاد بر می آورم :
الف ) ذیل کلمات گهربار معصومین و فرمایشات مراجع عظام تقلید، بویژه حضرت امام خمینی(قدس سره)و مقام معظم رهبری (حفظه الله تعالی)، ادعاهای مدعیان ارتباط با امام زمان (عده ای که به این دکانداری ها میپردازند) صحیح نبوده و به دور از عقل و معمولاً ناشی از شیطنت و انحراف و در بهترین حالت ناشی از کم خردی و یا حمق و بی تقوایی مدعی و یا کم ظرفیتی و بُله باورداران به این ادعاهای فاقد حجت و حجیت است.
ذیل این منطق بنده ادعاهای مطرح شده توسط قدرت الله لطیفی را احمقانه خوانده و پابوسی مدعیان ارتباط و دارای مأموریت خاص را نیز اکیدا از روی کمی خردی و حمق انجام دهنده و دوری اش از فرهنگ فقاهت و مرجعیت شیعه میدانم و با تأکید مجدد بر مطالب مطروحه ام پیرامون اسفندیار رحیم مشایی تحت عنوان آقای مشایی ازدواج موقت و تعدد زوجات ، حلال است نه پابوسی احمقانه مدعیان ارتباط با ولی عصر! اگر قرار است بر این فریاد،مستحق عقابی گردم با آغوش باز آن را می پذیرم .
{قسمتی از نامه منتشر شده اینجانب خطاب به اسفندیار رحیم مشایی در آذر 1389 }
... اوج نمود انحرافات عقیدتی "اسفندیار" ناشی از ایمان او به ادّعاهای احمقانه ی "قدرت الله لطیفی نسب" (از اعضای تولیت مسجد جمکران) ... می باشد.
نامبرده از بزرگان مرتبط انجمن حجّتیّه و مدّعی ارتباط با امام زمان و دارای مأموریت از جانب امام زمان ! برای انجام برخی امور بوده و از طریق "کاظم کیاپاشا" ... در سال 1375 همین آقای مدّعی یعنی "قدرت الله لطیفی" (تولیت مسجد جمکران) با خودروی "کاظم کیاپاشا " (که حالت جانشین او را داشته ) از جمکران تا منزل "اسفندیار" ( در منطقه ی فرمانیه ی تهران ) آمد و بیش از دو ساعتی میهمان او بود تا به آنها بشارت هایی از آینده بدهد!!!
"اسفندیار"و همراهانش برای استقبال از "لطیفی"در ابتدای کوچه منتظر بوده و پس از پیاده شدن نامبرده به حالت سجده خم شد تا پای اورا ببوسد !!!
[align=JUSTIFY]برای نمونه قسمت هایی از مطالب مطروحه توسّط "مرتضی لطیفی نسب" {پسر قدرت الله } در دوّمین سالگرد فوت پدرش {که علنا در سایتهای رسمی منتشر گردیده بود} عیناً نقل می شود :
ویژه نامه ... " قدرت الله لطیفی نسب" : ...بعد از سه روز روزه و بی افطاری : در حجره دیدم سیّد بزرگوار نورا[

(آخرین تغییر در این ارسال: ۹-۵-۱۳۹۱ ۱۲:۱۸ عصر توسط dashti01.)
۹-۵-۱۳۹۱ ۱۲:۰۸ عصر
مشاهده سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در پاسخ
ارسال پاسخ 


موضوع‌های مرتبط با این موضوع...
موضوع: نویسنده پاسخ: بازدید: آخرین ارسال
  مشایی: ۴۸ ساعت قبل از برگزاری انتخابات تایید صلاحیت خواهم شد dashti01 1 259 ۹-۳-۱۳۹۲ ۰۹:۵۶ عصر
آخرین ارسال: admin
  مشایی الان دوره رسوایی فرا رسیده است/تا شب انتخابات داغ داغ حضور داریم dashti01 3 246 ۶-۳-۱۳۹۲ ۱۲:۵۷ عصر
آخرین ارسال: dashti01
  واکنش احمدی‌نژاد به رد صلاحیت مشایی dashti01 1 186 ۱-۳-۱۳۹۲ ۰۷:۴۲ عصر
آخرین ارسال: admin
  ادعای مهر: هاشمی و مشایی ردصلاحیت شدند dashti01 2 180 ۱-۳-۱۳۹۲ ۰۸:۵۲ صبح
آخرین ارسال: dashti01
  مصباح یزدی: 7 سال است لنکرانی را در نظر دارم dashti01 0 138 ۲۸-۲-۱۳۹۲ ۰۷:۳۰ صبح
آخرین ارسال: dashti01
  واکنش ‌احمدی‌نژاد به ‌احتمال ‌رد صلاحیت ‌مشایی: امروز چقدر هوا خوب است dashti01 2 206 ۲۶-۲-۱۳۹۲ ۱۲:۰۳ عصر
آخرین ارسال: dashti01
  عکس لحظه خروج مشایی و احمدی‌ نژاد بعد از ثبت نام ریاست جمهوری dashti01 0 171 ۲۴-۲-۱۳۹۲ ۰۱:۲۰ عصر
آخرین ارسال: dashti01

پرش در انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان


درباره ما
انجمن گفتگوي شهرستان دشتي، خورموج در سال 1390 شروع به فعالیت کرده است
این انجمن جهت نشر فرهنگ و تمدن مردم دشتي ایجاد شده است
این سایت توسط : نت افراز میزبانی می شود

دو جوینده هرکس سیر نمی شوند : 1- مال 2- علم

ایمیل تماس با ما: 09366253310
قدرت گرفته از Mybb راه اندازي توسط سيراف نت